خرید بک لینک
عکس عزیزانِ جانم را گذاشتهام بک گراندِ موبایلم و هربار چند ثانیه ای زل میزنم به عکسشان و از همیشه دلتنگتر میشوم .. با اینکه در طول هفته شاید چند باری کنار هم باشیم ولی بازهم دلتنگشانم ، حتی همان وقتهایی که با هم هستیم هم دلتنگم ، که امروز باز از هم جدا میشویم ..الان چند روزی میشود که دیگر کامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین باقری تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:32

اگر می توانستم از اندیشیدن باز ایستم، بهتر می شد! اندیشه سخت ترینِ دردهاست .اندیشه دائم کش می آید و مزه غریبی به جا می گذارد..! و بعدش کلمات هستند در درون اندیشه ها! کلمات ناتمام، اندیشه های بی پایان .می اندیشم که وجود دارم! این احساس وجود داشتن چه مارپیچ دور و درازی ست ...نباید اندیشید... نمی خواهمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین باقری تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:32

در چند روز اخیر به اندازهی همهی این سالها بغض داشتم . یکباره همهی مشکلات سر باز کرده و قصد جانم را کرده. بی اعتنایی دیدم و بغض کردم ، کانال تلگرامم با همهی آن مطالب دوست داشتنیام را دلیت کردم و او حتی نپرسید چرا ! و بغض کردم ، حرفهایشان را شنیدم و حسادت تمام وجودم را گرفت و بغض کردم ، لجباادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین باقری تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:50

آن روزهایی که در تلگرام برو بیایی داشتم و هنوز به این فلاکت نرسیده بودم در کانال خودم پست های دلبری میگذاشتم ، او هم میگفت که آنها را دائماً میخواند. ولی نمیدانم چرا هرگاه پست عاشقانهای نثارش میکردم عکس العملی نشان نمیداد و مرا حرص میداد ولی وقتی که آهنگ فاک یو از آرکایو را گذاشتم به ثانیه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین باقری تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:50

دیدم که نوشته بود :او فقط آمده بود از دل ما رد بشود ..این "او" ها زجرآورترین مجهولهای جهاناند .از همانهایی که نشناخته از آن بیزاری .از همان هایی که دوس داشتی هیچوقت وجود نداشته باشند .ولی امان از وقتی که حس کنی شاید گوشهای از آن مربوط به تو شود .در این مدت همیشه دنبال یک ردپایی از خودم میان نوشتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین باقری تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:50

وبلاگ نویسی در یک دورانی جزء لاینفک زندگی هر فرد بود .

بنده خودم چندین وبلاگ را مدیریت میکردم ولی در یک برههای از زمان آنها را رها کردم و اکنون که سراغشان میروم حالم از خودم و تفکرات آن دورانم بهم میخورد و میگویم چه خوب که نیست و نابود شدند .

ولی الان باز دوست داشتم برگردم به آن دوران و آرامش وبلاگ ..

برچسب: نویسنده: مبین باقری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 20:27

دلبر که جان فرسود .. میگوید : بگو ببینم این معشوق خیالیِ کوفتیِ تو چه شکلی است که دهان همهیمان را سرویس کردی ؟میگویم : اولاً چشتو در میارما !بعد در حالی که دست زیر چانه میگذارم و در چشمانم قلب میترکد هذیونوار میگویم : او انسانیست بس مغرور و دائمالدایورت که از کودکی پوکر فیس بوده ، با قدی بلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین باقری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 20:27

صفحه بندی